محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
98
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
جايى ديگر مىگويد : « با زمانها همراه نبوده ، و از ابزار و وسائل كمك نگرفته است ، . . . و حركت و سكون در او راه ندارد ، . . . نابودى و تغيير و پنهان شدن در او راه ندارد . » « 1 » اضافه بر اين ، موجودى كه درون محيط يا چيزى قرار گيرد ، بدون شك به آن نيازمند است ؛ در حالى كه خداوند بىنياز از تمام موجودات است . ( و من قال علام فقد أخلى منه ) هر فردى بگويد كه خداوند بر روى تخت يا عرش نشسته است ، بقيه مكانها را از وجود او و سيطره قدرت او خالى دانسته است . از اين رو واژههاى « كرسى » و « عرش » را بايد به سيطره و استيلاء تأويل برد . فردى از امام صادق عليه السّلام پرسيد كه خداوند اعتماد و تكيهگاه خداوند بر چه بود ؟ و پاسخ شنيد كه بر قدرت خود تكيه كرده بود . « 2 » ( كائن لا عن حدث ) حادث شدن به معناى ايجاد شدن از عدم است و هر پديدهاى كه مسبوق به عدم باشد ، براى پيدايش و حتى براى تداوم وجود خويش نيازمند سبب و علت است ؛ چه آن كه طبيعت ممكن الوجود ، نه اقتضاى وجود دارد و نه اقتضاى تداوم در آن و از اين رو نياز به علتى خارج از وجود خود دارد . خداوند متعال ازلى و بدون آغاز است و علت تمام علل به شمار مىرود ، حال آن كه خود علتى ندارد . زيرا تسلسل در علل محال ، و رجوع تمام موجودات به يك علت اولى ضرورى است . ( موجود لا عن عدم ) براى خداوند عدمى متصور نيست و او هيچگاه معدوم نبوده است . همه چيز
--> ( 1 ) . « لا تصحبه الأوقات و لا ترفده الأدوات . . . يجري عليه السّكون و الحركة . . . لا يحول و لا يزول » نهجالبلاغه : خطبه 186 . ( 2 ) . كافى : 1 / 88 ؛ ح 2 ؛ حديث مذكور در اين كتابها به امام رضا عليه السّلام استناد داده شده است : عيون اخبار الرضا عليه السّلام : 2 / 107 ؛ ح 6 ؛ توحيد شيخ صدوق : 125 ، ح 2 ؛ مسند الامام الرضا عليه السّلام : 1 / 30 .